همدلی
تفاوت همدلی و شفقت

همدلی، همدردی، شفقت و مواسات چه تفاوتی با هم دارند؟

سه کلمه همدلی، همدردی و شفقت اغلب به جای یکدیگر به کار می روند. این کلمات هر چند به هم نزدیک هستند اما مترادف هم نیستند.

همدردی[1] یا ترحم یعنی اینکه  شما می توانید بفهمید که یک شخص چه احساسی دارد.

همدلی[2] یعنی اینکه احساس می کنید که آن شخص چه احساسی دارد.

شفقت[3] تمایل برای از بین بردن رنج های دیگری است.

همدردی

وقتی همدردی می کنید، احساس دیگری را تجربه نمی کنید بلکه، شما می توانید بفهمید که فرد دیگری چه احساسی دارد. به عنوان مثال، اگر پدر دوستتان درگذشت، ممکن است نتوانید از نظر فیزیکی درد او را احساس کنید. با این حال، می فهیمد که دوست شما ناراحت است. این موضوع توضیح می دهد که چرا کارت های همدردی را برای درگذشت  عزیزان دوستتان می فرستید. شما احساس درد آن شخص را احساس نمی کنید، اما می خواهید دوست شما بداند که از رنج او آگاه هستید.

همدردی هیجانی است که ناشی از این واقعیت است که اتفاق بدی برای شخص دیگری رخ داده است. همـدردی، متأثرشـدن از احسـاس و نگرانی هایـی اسـت کـه دربـاره ی شـخص موردنظـر وجـود دارد و فـرد نسـبت بـه رنـج دیگـران، ناراحـت و نسـبت بـه حـل شـدن مشکلات ایشـان، شـادمان می گـردد.

روزی ، فردی پولدار، در حالی که ده قرص نان در دست داشت ، از کنارِ یک فقیر که در پیاده رو تشته بود و گریه می کرد، رد می شد و از او سوال کرد “چرا گریه می کنی ؟ ” . آن بنده ی خدا هم گفت ” برای گرسنگی و فقر و بدبختیِ خودم ” . فردِ متمول با شنیدنِ حرف ها و دردِ دل هایِ فقیر ، شروع کرد به زار زار گریه کردن ! فردِ بیچاره و گرسنه با تعجب گفت ” تو چرا گریه می کنی ؟” . شخصِ پولدار گفت “به حالِ تو گریه می کنم و برایِ گرسنگی و فقرِ تو !” . مردِ فقیر گفت “به جایِ گریه کردن ، کاش تکه ای نان به من می دادی و گرسنگیم را رفع می کردی و اندکی پول تا مشکلاتم رفع می شد” فردِ پولدار پاسخ میدهد “می توانم به حالت ساعت ها گریه کنم ولی نه به تو نان میدهم و نه پول” .

همدلی

هنگامی که شما با تمام وجود احساس شخص دیگری را احساس می کنید، در حال تجربه آن هستید. همدلی ممکن است به صورت اتوماتیک با دیدن درد شخص دیگری از طریق نرورن های آئینه ای فعال شود. به عنوان مثال، اگر دیدید که یک عنکبوت در حال خزیدن روی بازوی من است، ممکن است یک انگشت را روی بازوی خود احساس کنید. اما هنگامی که شما به طور خودکار احساس دیگری را حس نمی کنید، چه می کنید؟ تخیل شما شروع می شود. شما به احتمال زیاد این عبارت را شنیده اید ، “خود را به جای دیگری قرار دهید.” این مسیر دیگر همدلی است. به عنوان مثال، شاید شما من را ببینید که انگشتانم لای درب اتومبیل گیر کرده باشد، اما به طور خودکار آن درد را حس نمی کنید. درعوض، می توانید تصور کنید که انگشتان شما در یک درب گیر کرده است، و این ممکن است به شما امکان حس درد من را به شما بدهد.

همدلی دارای چهار بعد می باشد. این ابعاد در عمل با هم همپوشانی و ارتباط دارند تا بتوان در وضعیت های مختلف همدلی را انجام داد.

  1. عاطفی: قابلیت تجربه ذهنی حالات عاطفی دیگران می باشد. این اشتراک گذاری هیجانات ممکن است باعت اندوه و نگرانی همدلانه و منجر به رفتار کمک شود.
  2. شناختی: قابلیت تشخیص و فهمیدن احساسات و دیدگاه شخص دیگری از یک موضوع عینی  بدون برانگیختن هیجانات شخصی می باشد. این نیاز شناختی همدلی را از همدردی و شفقت جدا می کند. نیاز است بین دیدگاه خود یا دیگر محور بودن تمایز قائل شد. در دیدگاه خود محور من تصور می کنم که در وضعیت شما چه چیزی برای من خوب است این باعث دوری از یکدیگر می شود. اما در نگاه دیگر محور وضعیت از جایگاه دیگری تصور می شود و دیدگاه شخصی را سرکوب می کند.
  3. رفتاری: یک دکتر باید دنیای بیمار را بفهمد (همدلی شناختی)، با همراه بیمار احساس کند (همدلی عاطفی) و این فهم را با بیمار تعامل کند (همدلی رفتاری) می باشد.
  4. اخلاقی: انگیزه درونی نگرانی برای دیگران و یک انگیزه برای عمل کردن برای تسکین آنها از رنج با مراقبت  و انجام کارهای انسان دوستانه است.

به هر حال، همدلی فقط مختص احساسات ناخوشایند نیست. شما می توانید وقتی شاد هستید همدلی کنید. وقتی کسی که به اتاق وارد می شود لبخند می زند، این باعث می شود شما لبخند بزنید؟

تفاوت همدلی و همدردی

همدلی، درک و اشتراک احساسی با شخص دیگری است اما همدردی نیازی به اشتراک احساس یکسان ندارد و در حکم اهمیت دادن به خوشی یا ناخوشی دیگران است. هدف همدردی احساس بهتر هیجان‌ها و عواطف شخص دیگر می‌باشد. در همدردی به شخص دیگر کمک می‌کنیم تا خود را تخلیه کند. اما در همدلی خوب به سخنان شخصی که مشکل دارد گوش می‌دهیم تا بتوانیم به وی کمک کنیم.

از لحاظِ واژه شناسی ، هر دو کلمۀ همدردی و همدلی، ریشه ای یکسان دارند که کلمه ی یونانی Pathos به مفهوم درد کشیدن (Suffering) هست . Sympathy یا همدردی، حاصل افزودنِ پیشوندِ Sym به معنی با، یا همراه با، به ریشه ای که ذکر شد و به مفهومِ همدردی است. اما Empathy یا همدلی، کمی عمیق تر از همدردی ست و به وضعیتی اشاره می کند که ما، خودمان را جای فرد یا افرادی دیگر قرار می دهیم و دقیقاً همان حسی که آن فرد یا افراد در موقعیتی خاص دارند را، تجربه خواهیم کرد.

ای بسا هندو و ترک همزبان

ای بسا دو ترک چون بیگانگان

پس زبان محرمی خود دیگرست

همدلی از همزبانی بهترست

شفقت

شفقت موجب تقویت همدلی و همدردی می شود. وقتی شفیق هستید، احساس درد دیگری (یعنی همدلی) را می کنید و یا تشخیص می دهید که فرد مشکلی دارد (یعنی همدردی)، و سپس هر کاری را می توانید انجام دهید تا رنج شخص را کاهش دهید.

در واقع شفقت می تواند از مسیر همدردی یا همدلی اتفاق بیفتد. همدردی یک دیدگاه  «خودمحور» را در نظر می گیرد که ممکن است ناشی از یک انگیزه خودخواهانه برای کمک به شخص دیگر در جهت رهایی از ناراحتی خودش باشد. یعنی ما مشکل شخص دیگری را فقط به خاطر حس ترحم حل نماییم. اما ممکن است راه حل ارائه شده با وضعیت او سازگار نباشد و قابل اجرا نباشد. چون در همدردی بر خلاف همدلی ما وضعیت فرد مقابل را درک نکرده ایم.

شـفقت مفهومـی بیـش از مهربانـی و دلسـوزی دارد و مجموعـه ویژگی هـا و مهارت هـای تربیتـی اسـت و اسـاس آن را خیرخواهـی، احسـاس تعهـد و مسـئولیت نسـبت بـه دیگـران، همدلـی و همـدردی و مهربانـی و رأفـت تشـکیل می دهـد. به عنوان مثال، آیا تا به حال مشکلی را با کسی مطرح کرده اید که واقعاً به شما گوش گرفته باشد؟ آن شخص بدون تلاش برای حل مشکل به شما  گوش می دهد و آن را به زندگی خودش مرتبط نمی کند. او بدون قضاوت گوش می دهد. گوش دادن با با تمام وجود می تواند یکی از شفقت آمیز ترین کارهایی باشد که می توانید انجام دهید. متأسفانه، شفقت آمیز شنیدن با آمدن تکنولوژی و زندگی های شلوغ نادرتر شده است زیرا آنها توجه ما را به خود جلب کرده اند.

سعدی شاعر زندگی، عشق و شفقت می باشد.

تفاوت همدلی و شفقت

در حالی که همدلی، توصیف آینه ای احساسات شخص دیگری را (اگر احساس غم و اندوه کنی احساس غم و اندوه می کنم) تا سطح نوروفیزیولوژیک نشان می دهد، شفقت لزوماً شامل یک آینه سازی از همان احساسات نیست، در عوض، علاقه  و انگیزه برای کمک (رفتار مراقبتی) است. علاوه بر این، همدلی می تواند تمرکز درونی داشته باشد، در حالی که شفقت کاملاً بیرونی است. به عنوان مثال، اندوه همدلانه ممکن است باعث آزار کسی شود که از رنج دیگران آگاه می شود و در عین حال باعث احساس ناتوانی شود. این اندوه همدلانه یکی از دلایل عمده فرسودگی است. در مقابل شفقت، بدن را برای مراقبت آماده می کند و با الگوهای مثبت در مغز همراه است.

این نوشته برگرفته از این مطلب می باشد.

شفقت از نگاه اسلام

شـفقت شـامل مهارت هـا و ویژگی هایـی اسـت کـه بـه نیـاز و مشـکلات افـراد توجـه دارد و موجـب همبسـتگی و توجـه افـراد جامعـه نسـبت بـه سـعادت هـم و نجـات از گمراهـی می شـود. ازایـنرو، «شـفقت» یكـی از بهترین راههـای تربیتـی قـرآن و روایـات بـرای داشتـن زندگـی خـوب و حفـظ شـخص از عوامـل رنـج آور اسـت.

«شـفقت» در لغـت، از ریشـه ی «شـفق» گرفته شـده اسـت و بـه ویژگـی کسـی گفتـه می شـود کـه ناصـح و دلسـوز دیگـری اسـت و نسـبت بـه وی نگـران اسـت و صلـاح او را در نظـر دارد. «مشفق» کسـى اسـت كـه فـرد مدنظـر خـود را دوسـت می دارد و از گرفتـاری و مشـكلی كـه بـه او می رسد، نگـران اسـت. در مفهـوم شـفقت، ویژگی هایـی چـون نازکـی و رقت در مقابل شدت و قوت وجود دارد و منظور از شفق در آیه «فلا اقسمُ باشفق» نور نازک و ضعیف خورشید است که هنگام غروب خورشید ایجاد می شود و اهمیت شفق به نور اوست که باعث هدایت و خلاص شدن از تاریکی است. شـفقت از صفـات الهـی اسـت کـه الزم اسـت انسـان نیـز خـود را بـدان مزین کند.قرآن کریم خداوند را «ارحم و الراحمین» و بر طرف کننده ی مشکلات معرفی کرده است که عبارت دیگری از شفقت الهی است.  كـسى كـه امـر خـود را بـه خـدای شـفیق واگـذار كنـد و واقعـاً بـه تدبیـر و تقدیـر الهـی اعتماد نماید، خداونـد شـفیق امـور او را کفایـت می کنـد «و منْ یَتَوَکّل عَلَی اللهِ فَهُوَ حَسْبُهُ».

از دیـد شـفقت، همدلـی بـا دیگـران، همدلـی بـا خودمـان اسـت. همــدردی و همدلــی بــا دیگــران، محبــت افــراد را نســبت بــه هــم جلــب میكنــد، چنانکــه امــام علـی(ع) مواسـات را یکـی از سـه عامـل جـذب محبـت دیگـران میدانـد. از نظـر امـام صـادق (ع)، »انســان در امربه معــروف و نهــی از منکــر بایــد ماننــد رفیــق شــفیق دلســوز باشــد و در همــه حالــی نصیحـت کنـد»

مواسات

در زبان عرب وقتی می گویند فلانی اسوه است، یعنی هر اندوهی به تو رسیده، به او هم رسیده است و اینکه اسوه را الگو ترجمه می کنند، از این جهت است که «می‌خواهد خودش را مانند دیگری کند.» مواسات در زبان فارسی نیز به معنای «غم‌خواری، یاری‌گری، مددکاری به مال، برابر گردانیدن او با خویش، مشارکت و سهیم شدن در رزق و معاش، فداکاری، از خود گذشتگی، نیک خواهی، خیراندیشی، خیررسانی، حمایت، رعایت، به یک چشم دیدن، همدردی، شریک ساختن» آمده است.

بر اساس آنچه گفته شد می توان مواسات را به طور دقیق این‌گونه معنا کرد: «مواسات یعنی اندوهگین شدن از مشکلات و دردهای دیگران و ابراز همدردی با آنان، به گونه‌ای که خود را مانند آنان ببیند و از داروها و دارایی‌های خود، آن مشکلات را اصلاح و دردها را درمان کند.»
مواسات با مساوات فرق دارد؛ برابری نیست. مساوات در اسلام به این معناست که احکام تشریعی و تکالیف الهی، برای همه لازم‌الاجرا هستند و همه در برابر عدالت، یکسانند. تفاوت انفاق (و مفاهیم شبیه آن مانند صدقه، زکات، هدیه) با مواسات این است که انفاق «کمک کردن به نیازمندان از اضافه بر نیاز خود» است؛ اما مواسات یعنی «شریک کردن نیازمندان با خویش و سهیم کردن آنها در آنچه خود به آن نیازمند و علاقه‌مند است.»تفاوت ایثار با مواسات این است که در مواسات، «سود رساندن به دیگران را مانند سود رساندن به خود بداند و دفع ضرر از دیگران را مانند دفع ضرر از خود بداند.» اما ایثار یعنی «در سود رساندن و دفع ضرر، دیگران را بر خودش مقدم کند.»


[1] Sympathy 

[2] Empathy 

[3] Compassion 

جوابی بنویسید:

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی منتشر نخواهد شد.

فوتر سایت

اسلایدر سایدبار

درباره من

درباره من

لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است. چاپگرها و متون بلکه روزنامه و مجله در ستون و سطرآنچنان که لازم است و برای شرایط فعلی تکنولوژی مورد نیاز و کاربردهای متنوع با هدف بهبود ابزارهای کاربردی می باشد.

شبکه های اجتماعی

فیسبوک